حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2243
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
كند ، كه جنبش سكائى او را مجبور ساخت ، در مملكت خود براى دفاع آن بماند ( كتاب 42 ، بند 1 ) » . اما مورّخ دوّمى قصد فرهاد را مشروحتر نوشته و مفاد آن اين است : « ارشك پادشاه پارتىها ، وقتى كه با آنتيوخوس در جنگ بود ، خواست بسوريّه درآيد و تصوّر ميكرد ، كه به آسانى اين مملكت را بدست خواهد آورد ، ولى او نتوانست اين قصد خود را بموقع عمل گذارد ، زيرا تقدير براى او مخاطراتى بزرگ و عديد تدارك كرده بود . من گمان ميكنم ، كه خداوند هيچگاه كسى را هميشه سعادتمند نميدارد و خوشبختى و بدبختى باهم آميخته است . او عمدا در زير خوبى بدى را و در زير بدى خوبى را پنهان داشته . بهرحال بهروزى و اقبال ماهيّت خود را از دست نميدهد : وقتى كه خسته شد از اينكه عناياتش را همواره شامل شخصى كند ، او هر جنگ را داراى دنبالهاى ميگرداند ، كه اشخاصى ، كه بلند شدهاند ، پست ميگردند » . « ارشك پادشاه پارتىها از سلوكيها سخت مكدّر بود و نميخواست از تقصير سلوكىها از جهت آزارها و زجرهاى افتضاحآورى ، كه بسردار او انيوس « 1 » نام كرده بودند ، بگذرد . سلوكيها سفرائى نزد او فرستاده درخواست كردند ، گذشته را فراموش كند . چون سفراء اصرار داشتند ، كه ارشك جوابى بدهد ، او آنها را به جائى برد ، كه پىتيدس « 2 » نشسته بود . او را كور كرده بودند و پس از اينكه اين شخص را بسفراء نشان داد ، امر كرد به آنها بگويند ، كه تمامى آنها بايد همين كيفر را ببينند . سفراء پس از شنيدن اين پيغام بقدرى ترسيدند ، كه در مقابل مخاطرات حاضره دردهاى سابقشان را فراموش كردند ، زيرا بدبختىهاى تازه پرده روى گرفتاريهاى سابق ميكشد ( قطعهاى از كتاب 34 ) « 3 » » . چنين است نوشتهء ديودور و معلوم است ، كه اين نوشته قطعهاى است از شرحيكه گم شده و بما نرسيده است . از فحواى كلام او چنين برميآيد ، كه غضب فرهاد نسبت به سلوكيها از اين جهت بوده ، كه آنها انيوس سردار پارتى
--> ( 1 ) - Enius . ( 2 ) - Pithides . ( 3 ) - Excerpt . Vaticans , p . 106 - 107 .